✦❖امیر معزی
شاعر فارسی

امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ

✒ ۷۴۴ اثرزادروز: ۴۶۰ هـ.قدرگذشت: ۵۲۱ هـ.قنیشابور
نمایش در همین صفحه

قطعات

۰زیرمجموعه۳۰نمایش فعلی
آثار این بخش

قطعات

۳۰ مورد نخست نمایش داده شده؛ برای ادامه وارد صفحه کامل این دسته شوید.
✒قطعات

شمارهٔ ۱

ای خداوندی که چون در بزم بنشانی مرا / از بلا و محنت ایام برهانی مرا

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲

شریف خاطر مسعود سعد سلمان را / مسخرست سخن چون پری سلیمان را

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۳

این منم آمده نزدیک کریمی‌که شدست / شخص او قبله قبول شرف وتمکین را

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۴

شاه بهرامشاه بن مسعود / خواجه مسعود سعد را بنواخت

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۵

جهاندار شد صدر دین در وزارت / سپهدار شد شمس دین در امارت

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۶

تیر شه را به‌ نظم بستودم / شکر کرد و به‌ فخر سر بفراشت

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۷

نه بس بود که در غزل یار و در مدیح / طبعی بود لطیف و زبانی بود فصیح

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۸

زان خط تو که همی بردمد از عارض تو / کس نگوید که جمال تو دگر خواهد شد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۹

ای وزیری‌ که همت تو همی / عدم سائلان وجود کند

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۰

بیاید نام او در مَخلَص شعر / چنان کاندر نماز الله اکبر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۱

جهان ‌گشاده ثنای تو را چو شیر دهان / زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۲

دریاست خاطر من و گوهر در او سخن / در مجلس شریف تو گوهر کنم نثار

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۳

امام بود محمد، علی خلیفه ی او / کنون علی است مشیر و محمدست وزیر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۴

شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر / عالم به تیغ دولت و رای صواب‌گیر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۵

ای روزگار خورده کم روزگار گیر / بیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۶

عزیز کرد مرا در محل عز و قبول / ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۷

چو بنوشت بر لوح نام تو را / فرو ایستاد از نوشتن قلم

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۸

تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان / تا هست سوز دلها در زلف و جعد جانان

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۱۹

صدر دین را ملک‌العرش گزید از وزرا / همچنان چون وزرا از همهٔ خلق جهان

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۰

چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش / کافور ‌شد از پیری مشک سیه من

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۱

موی سیاه من به جوانی چو مشک بود / کافور شد به پیری مشک سیاه من

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۲

بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی / که خاک غالیه رنگ است و روز فاخته‌گون

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۳

از سروران باستان، وز مهتران عصر ما / کردند نازش چار قوم از چار تن تا روز دین

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۴

همای کلک تو مرغی است لاغر / که از منقار او شد ملک فربی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۵

ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تو / از سنگ و روی و آهن سدی نساختی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۶

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی / و یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۷

فخر کردی که نسب داری از آباء کرام / همه مشهور به‌ جود و کرم و آزادی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۸

ای شاه ز شاهان که کند آنچه تو کردی / در ملک به شاهی ز همه شاهان فردی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۲۹

به سعی همت خویش ای اجل مؤید دین / خجسته دولت و پیروز اخترم کردی

امیر معزیخواندن اثر ←
✒قطعات

شمارهٔ ۳۰

کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعری / کرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری

امیر معزیخواندن اثر ←