
امیر معزی
امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ
قصاید
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
ترکیبات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
ترجیعات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
غزلیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
قطعات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیات
رباعیات
شمارهٔ ۱
گر سینه بخست شاه سنجر ما را / کم نیست خمار عشق در سر ما را
شمارهٔ ۲
بیقدرکند رخ تو لالستان را / تشویر دهد لب تو خوزستان را
شمارهٔ ۳
ای تاخته از جهان جهانبانان را / برهم زده ملک و خانهٔ خانان را
شمارهٔ ۴
شاها ادبی کن فلک بد خو را / گر چشم رسانید رخ نیکو را
شمارهٔ ۵
شاها همه تدبیر صواب است تو را / وز بخت به فرخی جواب است تو را
شمارهٔ ۶
جاوید شها عز و شرف باد تو را / تیغ و قلم و جام به کف باد تو را
شمارهٔ ۷
مهرست ظفر نگین فرمان تو را / صید است بهشت دام احسان تو را
شمارهٔ ۸
خورشید چو بیند ای مَلَک راٰی تو را / وین فَرّ و جمالِ عالم آرای تو را
شمارهٔ ۹
خورشید فلک سجده برد رأی تو را / ور سجده برد روی دلارای تورا
شمارهٔ ۱۰
ای شاه چو بیند آسمان رای تو را / وین طبع لطیف رامش افزای تو را
شمارهٔ ۱۱
بر خلق توراست پادشاهی ملکا / وز ماه توراست تا به ماهی ملکا
شمارهٔ ۱۲
در زلف تو آویخته دلبندی ها / پیش خردت خیره خردمندی ها
شمارهٔ ۱۳
ای جام تو آب و آتش ناب شراب / ای خون عدو ز آتش شمشیر تو آب
شمارهٔ ۱۴
یازندهتر از روزشماری ای شب / تاریکتر از زلف نگاری ای شب
شمارهٔ ۱۵
تا شاه نشاط دجله کردست امشب / اندر دل بندگان فزودست طرب
شمارهٔ ۱۶
کوه از صف ترکان ملک گردد پست / ز ایشان به هنر یکی و از خصمان شصت
شمارهٔ ۱۷
ای شاه زمین بر آسمان داری تخت / سست است عدو تا تو کمان داری سخت
شمارهٔ ۱۸
ای داده به تو خدای جاه پدرت / خرم به تو میران و سپاه پدرت
شمارهٔ ۱۹
بر خاک سر کوی تو ای عشق پرست / تنها نه منم فتاده شوریده و مست
شمارهٔ ۲۰
تا شاه گشاده دست بر تخت نشست / دست همه بیدادگران سخت ببست
شمارهٔ ۲۱
این ابر که دُرّ شاهوار آوردست / بر شادی جشن شهریار آورده ست
شمارهٔ ۲۲
گر خصم نخواست از حسد کار توراست / ایزد ملکا هر آنچه او خواست نخواست
شمارهٔ ۲۳
گر نور مه و روشنی شمع توراست / پس سوزش وکاهش من از بهر چراست
شمارهٔ ۲۴
شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست / دادار جز آن خواست که بدخواه تو خواست
شمارهٔ ۲۵
شاها اثر صبوح کاری عجب است / نازد به صبوح هرکه شادی طلب است
شمارهٔ ۲۶
ای شاه به دولت از جهان بهر توراست / بر جان و تن مخالفان قهر توراست
شمارهٔ ۲۷
ای شاه زمانه بخت پیروز تو راست / اندیشه و رای عالمافروز تو راست
شمارهٔ ۲۸
رخشنده چو مهرست ضمیری که تو راست / عالی چو سپهرست سریری که تو راست
شمارهٔ ۲۹
با لشکر عشق تو مباهات خوش است / با حلقهٔ زلف تو مناجات خوش است
شمارهٔ ۳۰
علم تو زعلم خضر و آصف بیش است / حلم تو زحلم مَعن وَاحنَف بیش است