✦❖ابوالحسن فراهانی
شاعر فارسی

ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان

✒ ۳۷۷ اثرزادروز: ۱۰۰۱ هـ.قدرگذشت: ۱۰۴۰ هـ.ق
نمایش در همین صفحه

قصاید

۰زیرمجموعه۲۵نمایش فعلی
آثار این بخش

قصاید

✒قصاید

شمارهٔ ۱

آنم که از ضمیر منست انور آفتاب / زان برندارد ازقدم من سر آفتاب

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲

ترسم که بس که می کنم از درد اضطراب / از من چو نور دیده کند یار اجتناب

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۳

خوش در نگار بسته دگر نوبهارست / گل رنگ کرده باز به خون هزار دست

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۴

ای از سپاه خط تو خورشید در حصار / حسن تو بسته پنجهٔ خورشید را نگار

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۵

گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار / شکوفه بر فلک افکند از طرب دستار

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۶

چنان گریستم از درد دوری دلبر / که کشتی فلک افکنده اندرو لنگر

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۷

غمم نمی رود از دل به گریه بسیار / کسی به آب ز آینه چون برد زنگار

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۸

زهی ز خوی تو بر باد داده جان آتش / فکنده آتش روی تو در جهان آتش

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۹

ای زخط بگرفته خورشید رخت در بر هلال / جز تو کس را نیست خورشید از گل ار عنبر هلال

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۰

گرفتم آینه تا بنگرم حقیقت حال / ز ضعف خویش نبینم در آینه تمثال

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۱

ز روزگار ندیدم دمی فراغت بال / بیار ساقی جامی زباده مالامال

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۲

زهی ز غیرت ابروت دلشکسته هلال / ز روی خوب تو خورشید را رسیده زوال

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۳

زبس که ریختم از دیده خون دل بیرون / کنون برونم از خون پرست همچو درون

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۴

اشک نبود این که می بارم ز روز تار من / روز اختر می شمارد چشم اختر بار من

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۵

ز جور دل که هیچ کس مباد چنین / سرم مباد گرم سررسید بر بالین

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۶

بیابیا قدمی نه چو گل به صحن چمن / چو غنچه چند توان بود پای در دامن

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۷

شد چنان گرم جهان ز آمدن تابستان / که رسد عاشق از گرمی معشوق به جان

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۸

ای مکان پاسبانانت فراز آسمان / زآسمان تا آستانت از زمین تا آسمان

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۱۹

باد نوروز آمد و آورد بوی یاسمین / بهر رقص آمد برون دست چنار از آستین

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۰

از بس که گریه کردم و از بس کشیدم آه / طوفان آب و آتش ماهی گرفت و ماه

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۱

باز این منم گذاشته در کوی یار پای / بر اختیار خود زده بی اختیار پای

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۲

زبس که یافت دلم لذت گرفتاری / به دام افتد اگر صد رهش برون آری

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۳

زهی نگاه تو سرگرم مردم‌آزاری / منم ز چشم تو در عین گرم بازاری

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۴

دامنم دریای خون زین چشم خون پالاستی / هرکه چشمش ابر باشد دامنش دریاستی

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←
✒قصاید

شمارهٔ ۲۵

من آن چه می کشم از جور چرخ مینایی / گمان مبر که بود چرخ را توانایی

ابوالحسن فراهانیخواندن اثر ←