
میرزاده عشقی
سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامهنگار، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهمترین شاعران عصر مشروطه بهشمار میرود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی
دیوان اشعار
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
نمایشنامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
نوروزی نامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
جمهوری نامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
کفن سیاه
کفن سیاه
بخش ۱ - کفن سیاه
این هم چند قطره اشک دیگر که از دیدن ویرانههای مداین از دیده طبع عشقی بدین اوراق چکیده. موضوع این منظومه نو و شیوا: سرگذشت یک زن باستانی به نام «خسرو دخت» و سرنوشت «زنان ایرانی» در نظر او، هنگام ورود به «مه آباد» است. / در تکاپوی غروب است ز گردون خورشید
بخش ۲ - سینمایی از تاریخ گذشته
آنچه در پرده بد از پرده به در میدیدم / پردهای کز سلف آید به نظر میدیدم
بخش ۳ - در گورستان
من به دشت اندر و دشت آغش سیمین مهتاب / نقره، گردی به زمین کرده ز گردون پرتاب
بخش ۴ - اندیشههای احساساتی
بوی این درد دل خسرو، از آن باد آمد! / بعد من، بر تو چه ای قصر مه آباد آمد؟
بخش ۵ - اندیشه های عرفانی
جز خرافات، بر این مملکت افزود چه؟ هیچ! / جز خرابی مه آباد تو بنمود چه؟ هیچ!
بخش ۶ - در قلعه خرابه
برسیدم به یکی قلعه کهسان و کهن / که در و بامش به هم ریخته، دامن دامن
بخش ۷ - بقعه اسرارانگیز
برسیدم ز پس چند قدم بر درهای / وندر آن دره عیان، بقعه چون مقبرهای
بخش ۸ - تظاهر ملکه کفن پوشان
بیم و حسرت، دگر این باره چنان آزردم / که بپاشید قوایم ز هم و پژمردم
بخش ۹ - برگشت از بقعه به ده
جستم از جای و ندانم چه دگر پیش آمد / چه دگر بر سر این شاعر درویش آمد
بخش ۱۰ - در پایان داستان
آتشین طبع تو عشقی که روانست چو آب / رخ دوشیزه فکر از چه فکنده است نقاب