
رهی معیری
شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)
غزلها - جلد اول
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
غزلها - جلد دوم
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
غزلها - جلد سوم
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
غزلها - جلد چهارم
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
چند تغزل
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
چند قطعه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیها
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
منظومهها
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
ابیات پراکنده
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
ترانهها و نغمهها
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
ترانهها و نغمهها
ترانهها و نغمهها
شمارهٔ ۱ - رسوای دل
هم چو نی می نالم از سودای دل / آتشی در سینه دارم جای دل
شمارهٔ ۲ - یاری عاشق
بخت نافرجام اگر با عاشقان، با عاشقان یاری کند / یار عاشق سوز ما «ترک دلارایی کند»
شمارهٔ ۳ - دامن عاشق
تا دامن از من کشیدی / ای سرو سیمین تن من
شمارهٔ ۴ - تو را خواهم
نه راحت از فلک جویم / نه دولت از خدا خواهم
شمارهٔ ۵ - رسم یاری
نداند نداند نداند رسم یاری بی وفا یاری (که من دارم که من دارم) / به آزار دلم کوشد دلازاری (که من دارم که من دارم)
شمارهٔ ۶ - گلبرگ
ز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم / بود صدپاره همچون گل گریبانی که من دارم
شمارهٔ ۷ - ندامت عاشق
دل زودباورم را به کرشمه ای ربودی / چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
شمارهٔ ۸ - بوی عاشق
در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم / گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
شمارهٔ ۹ - آتش جان
چون زلف توام جانا / در عین پریشانی
شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشق
گه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم / من نه آن رندم که غیر، غیر از عاشقی، کاری کنم کاری کنم کاری کنم کاری کنم
شمارهٔ ۱۱ - مستانه
ساقی بیا کز عقل و دین بیگانهام بیگانه / وز نرگسِ مستانهای دیوانهام دیوانه
شمارهٔ ۱۲ - شب من
بشب نخفته چشم کس ز ناله زارم / که تا سحر چو مرغ شب فغان بود کارم
شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)
سیرم از زندگانی / در بهار جوانی
شمارهٔ ۱۴ - مرغ حق
مرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه / چشم جهان خفته، عاشق خون گرید
شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)
دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی / پیوند الفت بریدی و رفتی
شمارهٔ ۱۶ - یار رمیده
ز ما ای گل چه دیدی؟ / که دامن در کشیدی
شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشق
دارم شب و روز، از عشق ماهی / در دیده و دل، اشکی و آهی
شمارهٔ ۱۸ - آذربایجان
آرزوی ما تویی تو / قبلهٔ دلها تویی تو
شمارهٔ ۱۹ - اشک و آه
دارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی / نه یار و نه همراهی، جز قطره اشکی، جز شعله آهی
شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتی
همه شب نالم چون نی / که غمی دارم، که غمی دارم
شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)
بیا بیا که صبح شادی گذرد / به نامرادی گذرد
شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)
ای بی خبر از بی نوایان / بیا، بیا، بیا
شمارهٔ ۲۳ - راز دل
راز دل نهفته بودم / با کسی نگفته بودم
شمارهٔ ۲۴ - دریای غم
با عاشقان ای گل سر یاری نداری / گویم اگر بوی وفاداری نداری
شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)
مست از شراب نوشین / جانا بیا و بنشین
شمارهٔ ۲۶ - شور
وفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود / تا با تو بودم شادم نکردی، رفتم ز کویت یادم نکردی
شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرم
من آن ناله بی اثرم / که سوی دلی، ره نبرم
شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثر
ای ناله بی اثر جانم چه کاهی / وی شعله ناپدید از من چه خواهی
شمارهٔ ۲۹ - وای از شب من
من شمع لرزانم / از شب گریزانم
شمارهٔ ۳۰ - شب عاشق
ندانمت به که مانی؟ / که آفت دل و جانی