حافظ
شاعر فارسی

حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد.

✒ ۶۹۵ اثرزادروز: ۷۲۶ هـ.قدرگذشت: ۷۹۲ هـ.قشیراز
نمایش در همین صفحه

اشعار منتسب

در این بخش برخی اشعار منتسب به حافظ که در تصحیح قزوینی/غنی نیامده‌اند گردآوری شده‌اند.

۰زیرمجموعه۳۰نمایش فعلی
آثار این بخش

اشعار منتسب

۳۰ مورد نخست نمایش داده شده؛ برای ادامه وارد صفحه کامل این دسته شوید.
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱

ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما / بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲

صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب / فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۳

اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است / وگر به قهر برانی درون ما صاف است

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۴

غمش تا در دلم مَأوا گرفته است / سرم چون زلف او سودا گرفته است

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۵

هوس باد بهارم به سوی صحرا برد / باد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۶

صراحی دگر بارم از دست برد / به من باز بنمود می دستبرد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۷

من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد / که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۸

کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد / خون شد دلم ز درد، به درمان نمی‌رسد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۹

در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد / گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۰

صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند / گوییا نقش لبت از جان شیرین بسته‌اند

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۱

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید / که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۲

دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخر / تو نیز ای دیده خوابی کن، مراد دل بر آر آخر

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۳

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز / کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۴

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس / بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۵

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش / به کردگار رها کرده به مصالح خویش

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۶

رهروان را عشق بس باشد دلیل / آب چشم اندر رهش کردم سبیل

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۷

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم / که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۸

ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو / چین شکن زلفت چون نافهٔ چین خوش بو

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۹

ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده / خوش‌تر ز چشم مستت چشم جهان ندیده

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۰

من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک / نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۱

مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو / باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۲

گر زلف پریشانت در دست صبا افتد / هر جا که دلی باشد در دام بلا افتد

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۳

ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح / که ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاح

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹

من ار زآن که گردم به مستی هلاک / به آیین مستان بریدم به خاک

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۵

ای ز شرم عارضت گل کرده خوی / بر عرق پیش عقیقت جام می

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۶

به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع / که با کسم نبود بهر مال و جاه نزاع

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۷

نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی / از در ما در آ اگر طالب عشق سرمدی

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۸

دریغا خلعت حسن جوانی / گرش بودی طراز جاودانی

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۹

بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند / چون نسوزد دل که دلبر در وِی آتش می‌زند؟

حافظخواندن اثر ←
✒اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۰

برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت / که خدا در ازل از اهل بهشتم بسرشت

حافظخواندن اثر ←