اثر ادبی

بخش ۳ - تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا

♡
۰

بیا ای صبح نوروزی، نظر کن منظر ما را

ز دامان «مدا» بنگر فضایی بس مصفا را

۱

ز نور تازه خورشید، فرش سرخ دریا را

عمارت «قزل طورپاق» از این پرتو مطلا را

۲

همه باغات تازه سبز در اطراف آنجا را

«قز» و آن تل در آب شگفت آر معما را

۳

درختان را شکوفه، زیورین کرده سراپا را

کشیده زان میان سروی، به هرسو راست بالا را

۴

که ما را می‌دهد یادی، ز اندام تو دلدارا

نسیمی می‌وزد میان سروی، به هرسو راست بالا را

۵

که ما را می‌دهد یادی، ز اندام تو دلدارا

نسیمی می‌وزد خوش، تازه سازد، روح دنیا را

۶

بهارانه دهد بر ما، نوید مرگ سرما را

چه سان تشریح سازم، انبساط حال حالا را

۷

بهشت است این فضا گویی، ندیدم ارچه آنجا را

طلوع شمس، به به! بین چه حالت داده دنیا را؟

۸

مشعشع کرده هر جسم لطیف صیقل‌آسا را!

به دست نور خود بنهاده زرین تاج تل‌ها را:

۹

درخشان کرده دریا را، زرافشان کرده صحرا را

طبیعت گوییا خندد: چون بیند وضع حالا را

۱۰

فرابگرفته بانگ قهقهش، این دشت زیبا را

نگارینا! بیا بشمر غنیمت، این تماشا را

۱۱

که عالم را چنین خرم نمی‌بینی به هرروزی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…