اثر ادبی

بخش ۴ - بیان رسوم و عادات نوروزی ایرانیان در روزگار باستان

♡
۰

به مانند چنین روزی، به پیشین‌عهد در ایران

به نام پاک شَت زرتشت، سبزه در چمنزاران

۱

مقدس بوده است و مرزبان، در مرز با یاران

نشستندی و خواندندی، ثنای هرمزآثاران

۲

که خود این سبز نوروزی ما رسمی است زآن دوران

که ای سبزه فراوانمان نما، این سال نوروزی

۳

به زیور ساحت آتشکده، چون حجله کردندی

ز عشق هرمز آن حجله، به آتش سجده بردندی

۴

به نام پادشاه عصر و آن پس باده خوردندی

به لشکر نیزه دادندی و کشورْشان سپردندی

۵

بلی این سان نیاکانْمان، جهان را سر ببردندی

که دائم نامشان بودی، قرین با فتح و فیروزی

۶

نگارینا! تو خود ترکی و دانی رسم ترکان را

که نیز این عید نوروزی، بود عیدی هم آنان را

۷

سرانگشتی بزن: اوراق تاریخ نیاکان را

گرفتندی و در عیش و خوشی، آن روز ایشان را

۸

چه خوش کردندی، این الحاح را بنده‌پرستان را

گذشتی و همه کس را، بُدی آن روز بهروزی

۹

بیا یارا که هان هم، چون به سر آورد عمرش دی

همه ایرانیان نوروز را، از یادبود کی

۱۰

به پا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت‌سین چینند و بنشینند دور وی

۱۱

همه از شوق سال نو به لب گیرند جام می

که می خوش باد امروز و مبارک باد نوروزی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…