✦ گنجینه آثار
غزلها - جلد سومرهی معیری
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۲ اثر در صفحه ۱
♧
کوی رضا
رهی معیری
تا دامن از من کشیدی ای سرو سیمینتن منهر شب ز خونابه دل پر گل بود دامن من
غزلها - جلد سوم♧نغمهٔ حسرت
رهی معیری
یاد ایامی که در گلشن، فغانی داشتمدر میان لاله و گل، آشیانی داشتم
غزلها - جلد سوم♧پاس دوستی
رهی معیری
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستیدشمنیها کرد با من در لباس دوستی
غزلها - جلد سوم♧اندوه دوشین
رهی معیری
دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتمهر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
غزلها - جلد سوم♧غنچه پژمرده
رهی معیری
عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ استهرکه از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است
غزلها - جلد سوم♧آه آتشناک
رهی معیری
چون شمع نیمهجان به هوای تو سوختیمبا گریه ساختیم و به پای تو سوختیم
غزلها - جلد سوم♧ماجرای نیمشب
رهی معیری
یافتم روشندلی از گریههای نیمشبخاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب
غزلها - جلد سوم♧شراب بوسه
رهی معیری
شکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشتدمیده پرتو مهتاب از بناگوشت
غزلها - جلد سوم♧پردهٔ نیلی
رهی معیری
رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیمکار جهان به اهل جهان واگذاشتیم
غزلها - جلد سوم♧فریاد بیاثر
رهی معیری
از صحبت مردم دل ناشاد گریزدچون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد
غزلها - جلد سوم♧صفای شبنم
رهی معیری
او را به رنگ و بوی نگویم نظیر نیستگلبن نظیر اوست ولی دلپذیر نیست
غزلها - جلد سوم♧بار گران
رهی معیری
زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیستعمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست
غزلها - جلد سوم♧ساز سخن
رهی معیری
آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟
غزلها - جلد سوم♧ستاره بازیگر
رهی معیری
تا گریزان گشتی ای نیلوفریچشم از برمدر غمت از لاغری چون شاخه نیلوفرم
غزلها - جلد سوم♧سوسن وحشی
رهی معیری
دوش تا آتش می از دل پیمانه دمیدنیمشب صبح جهانتاب ز میخانه دمید
غزلها - جلد سوم♧آغوش صحرا
رهی معیری
عیبجو دلدادگان را سرزنشها میکندوای اگر با او کند دل آنچه با ما میکند
غزلها - جلد سوم♧سرا پا آتشم
رهی معیری
تا قیامت میدهد گرمی به دنیا آتشمآفتاب روشنم نسبت مکن با آتشم
غزلها - جلد سوم♧آشیانهٔ تهی
رهی معیری
همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرابیزبانم همزبانی همچو من باید مرا
غزلها - جلد سوم♧رشتهٔ هوس
رهی معیری
سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپیدبه ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید
غزلها - جلد سوم♧بوسه نسیم
رهی معیری
همراه خود نسیم صبا میبرد مرایا رب چو بوی گل به کجا میبرد مرا؟
غزلها - جلد سوم♧شمع خاموش
رهی معیری
منع خویش از گریه و زاری نمیآید ز منطفل اشکم خویشتنداری نمیآید ز من
غزلها - جلد سوم♧داغ محرومی
رهی معیری
ساختم با آتش دل لالهزاری شد مراسوختم خار تعلق نوبهاری شد مرا
غزلها - جلد سوم