۰

عید قربان است و می بایست قربانی نمود

کعبهٔ عشق است باید حج روحانی نمود

۱

خیز تا خود را به راه دوست قربانی کنیم

تا به کی باید در این عالم، گران جانی نمود

۲

آفرین بر همت سلطان مظلومان حسین

کو به دشت عشق، هفتاد و دو قربانی نمود

۳

شد پریشان گیسوی اکبر ز خونش لاله رنگ

زان پریشان زلف خونین، دل پریشانی نمود

۴

نوح دشت کربلا شد غرق در موج بلا

کشتی آل علی را چرخ طوفانی نمود

۵

شمر کافر کشت سبط مصطفی را تشنه لب

صد هزاران رخنه در دین مسلمانی نمود

۶

شد به خاک و خون تن شاهی که جبریل امین

از سر اخلاص او را مهد جنبای نمود

۷

روزگار از کربلا افکند زینب را به شام

روز روشن را به چشمش شام ظلمانی نمود

۸

در خرابه دختر خیرالنسا را شد مقام

آن که بر درگاه او جبریل دربانی نمود

۹

« ترکیا » دنیای فانی را نمی باشد بقا

در رضای دوست باید خویش را فانی نمود

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…