اثر ادبی

شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقی

♡
۰

چون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان

کاش گشتی سرنگون همچون جباب، ای آسمان!

۱

شام را معمور کردی ا زپی قتل حسین

ساختی بطحا و یثرب را خراب، ای آسمان

۲

سبط احمد را فکندی در میان خاک و خون

تن برهنه در میان آفتاب، ای آسمان!

۳

دست سقای حرم را از بدن کردی جدا

با لب تشنه کنار نهر آب، ای آسمان!

۴

کندی از بن گلبن حق، اکبر گلگون عذار

ریختی از چشم لیلا بس گلاب، ای آسمان!

۵

قاسم کوکب لقا را در مصاف عاشقی

دست و پایش را زخون کردی خضاب، ای آسمان!

۶

اهل بیت مصطفی را چون اسیران فرنگ

جمله را بستی به یک بند وطناب، ای آسمان!

۷

از جفا بردی به شهر شام، در بزم یزید

دختر خیرالنسا را بی نقاب، ای آسمان!

۸

راس پر نور حسین تشنه لب را از جفا

ساختی زینت ده بزم شراب، ای آسمان!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…