اثر ادبی

شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخان

♡
۰

فلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد

و گرنه جامهٔ نیلی چرا به بر دارد؟

۱

خبر ز حال سکینه ندارد آن طفلی

که صبح و شام، به سرسایهٔ پدر دارد

۲

کباب می شود از گریهٔ سکینه دلم

که طفل کشته پدر، گریه اش اثر دارد

۳

رباب مادر اصغر ز تشنگی پسر

دل فگار و، لب خشک و، دیده تر دارد

۴

چو گشت سنبل اکبر ز خون شقایق رنگ

چو لاله ما در او داغ بر جگر دارد

۵

به راه شام به زینب دگر چها گذرد

که هیجده سر ببریده همسفر دارد

۶

ز ترس شمر، سکینه چو بید، می لرزد

به دل هراس، از آن شوم بدسیر دارد

۷

به شام عابد محنت قرین، دوا و غذا

ز آه نیم شب و، گریهٔ سحردارد

۸

فلک خراب شوی دختر امیر عرب

ز داغ لاله رخان: اشک در بصر دارد

۹

ستاده دختر خیرالنسا به بزم یزید

دلی فگار و نگاهی به طشت زر دارد

۱۰

دلا به آل پیمبر مکن ز گریه دریغ

که هر چه گریه کنی، اجر بیشتر دارد

۱۱

برای بی کسی آل مصطفی «ترکی»

مدام دامنی از اشک، پر گهر دارد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…