اثر ادبی

شمارهٔ ۸۱ - شور حسینی

♡
۰

فلک به آل نبی ظلم بی حساب چرا؟

جفا و جور به اولاد آن جناب چرا؟

۱

دمی که شاه شهیدان ز صدر زین افتاد

به حیرتم نشدی ای فلک! خراب چرا؟

۲

چو آفتاب رخش شد عیان، زمشرق نی

بگو که سر نزد از مغرب آفتاب چرا؟

۳

عزیز ساقی کوثر، به دشت کرب و بلا

برای جرعهٔ آبی دلش کباب چرا؟

۴

شهی که آب جهان بود مهر مادر او

به دشت ماریه ممنوع شد ز آب چرا؟

۵

نداده آب بر او شمر و، از ره کین کرد

برای کشتن او آنقدر شتاب چرا؟

۶

به زیر سایهٔ چتر زر، ابن سعد لعین

در آفتاب تن شبل بو تراب چرا؟

۷

به حلق تشنهٔ آن بی گناه شمر شریر

نریخت قطرهٔ آب از پی ثواب چرا؟

۸

زدند آتش کین، چون به خیمه گاه حسین

نسوخت شعله اش این کهنه نه قباب چرا؟

۹

جوان تازه خط شاه دین، علی اکبر

دو گیسویش بود از خون سر، خضاب چرا؟

۱۰

پس از شهادت او زین العابدینش را

به گردنش غل و بر بازویش طناب چرا؟

۱۱

سکینه چهرهٔ چون آفتاب رخسارش

ز ترس خصم، بود رنگ ماهتاب چرا؟

۱۲

اگر نه شور حسینی است بر سر «ترکی»

ز نظم او شده گیتی، پر انقلاب چرا؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…