۰

نوجوانی به شخص پیری گفت

که چرا قامتت کمان گشته

۱

پیر خندید و در جوابش گفت

به سرم دور آسمان گشته

۲

من اول چو توجوان بودم

نوبهارم کنون خزان گشته

۳

رفت از ترکشم چو تیر شباب

قامتم چون کمان از آن گشته

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…