۰
گه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
من نه آن رندم که غیر، غیر از عاشقی، کاری کنم کاری کنم کاری کنم کاری کنم
۱
هر زمان بی روی ماهی، همدم آهی شوم
هر نفس، هر نفس، با یاد یاری، با یاد یاری ناله زاری کنم زاری کنم
۲
حلقه های حلقه های موج بینم نقش گیسویی کشم
خنده های صبح بینم، یاد رخساری کنم، یاد رخساری کنم
۳
گر سر یاری، یاری بود بخت، بخت نگونسار مرا وای وای
عاشقی ها با سر، سر زلف نگونساری کنم وای وای
۴
نیست با ما لاله و گل را سر الفت رهی، سر الفت رهی
می روم تا آشیان در سایه خاری کنم
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.