اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)

♡
۰

دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی

پیوند الفت بریدی و رفتی

۱

هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم

دامن ز دستم کشیدی و رفتی

۲

بس ناله ها کردم به امیدی که رحم آری به فریاد من ای گل

۳

فریاد از دل تو، کز جفا

فریاد ما نشنیدی و رفتی

۴

جانا گرچه بردی از یادم

جان در کوی عاشقی دادم

۵

ز پا فکندی به سر دویدم گهر فشاندم به اشک من خندیدی و رفتی

۶

ساقی بده آن می را

مطرب بزن آن نی را

۷

که پای لاله، پیاله خوش باشد

دل اسیران، به ناله خوش باشد

۸

علاج محنت، به جز می نیست

به غیر نالیدن نی نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…