۰
دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی
پیوند الفت بریدی و رفتی
۱
هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم
دامن ز دستم کشیدی و رفتی
۲
بس ناله ها کردم به امیدی که رحم آری به فریاد من ای گل
۳
فریاد از دل تو، کز جفا
فریاد ما نشنیدی و رفتی
۴
جانا گرچه بردی از یادم
جان در کوی عاشقی دادم
۵
ز پا فکندی به سر دویدم گهر فشاندم به اشک من خندیدی و رفتی
۶
ساقی بده آن می را
مطرب بزن آن نی را
۷
که پای لاله، پیاله خوش باشد
دل اسیران، به ناله خوش باشد
۸
علاج محنت، به جز می نیست
به غیر نالیدن نی نیست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.