اثر ادبی

شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشق

♡
۰

دارم شب و روز، از عشق ماهی

در دیده و دل، اشکی و آهی

۱

دور از آن دو چشم سیه،کرده فلک قسمت من روز سیاهی

ای دل از بلای غم عشق بتان غیر سیه روزی چه خواهی

۲

چن شوم رو به رویش

زبان ماند از گفت و گویش

۳

که یارای صحبت ندارد گدایی به شاهی

۴

صبرم از دل گریزد

ز هر موی من ناله خیزد

۵

نمایم چو دزدیده گاهی به سویش نگاهی

۶

دل ز حسرت خونین است

حاصل عشقم این است

۷

گرچه ز وصلش کامم روا نیست

از تار مویش جانم جدا نیست

۸

زین چمن چو لاله دل زار مرابهره به جز داغ وفا نیست

هر که را به جان نبود آتش غم باخبر از فریاد ما نیست

۹

دور از آغوش یارم

بود اشک غم در کنارم

۱۰

به جز با غم و ناامیدی

دلم آشنا نیست

۱۱

چون ببینم رخ گل

برآرم فغان همچو بلبل

۱۲

که یارب دمی در کنارم

گل من چرا نیست؟

۱۳

دل ز حسرت خونین است

حاصل عشقم این است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…