اثر ادبی

شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)

♡
۰

بیا بیا که صبح شادی گذرد

به نامرادی گذرد

۱

بیا بیا جانا، که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

۲

ساقی به کجایی؟ کز داغ جدایی

چون لاله و گل خونین جگرم

۳

وز باد صبا سرگشته ترم

۴

ریزد شب هجران، چون شبنم لرزان

خونابه دل، از چشم ترم

۵

وز باد صبا سرگشته ترم

۶

بیا بیا جانا، که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

۷

به پریشان گیسویت

که همه شب بی رویت

۸

به گردون می رسد آهم

خدا داند و من

۹

به پیامی، یادم کن

به نگاهی شادم کن

۱۰

که از عالم تو را خواهم

خدا داند و من

۱۱

همه شب در انتظارم

به رهت ستاره بارم

۱۲

که شبی به سویم آیی

ز دلم گره گشایی

۱۳

بیا بیا جانا که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…