اثر ادبی

شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)

♡
۰

ای بی خبر از بی نوایان

بیا، بیا، بیا

۱

بیگانه از درد آشنایان،

بیا، بیا، بیا

۲

ای روی تو صبح امیدم،

بیا، بیا، بیا

۳

دور از رخت صبحی، ندیدم

بیا، بیا، بیا

۴

شمع وفا کو

نور صفا کو

۵

راز نگاهت شوق گناهت و آن بوسه ها کو؟

ای روی تو صبح امیدم

۶

بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی ندیدم

۷

بیا، بیا، بیا

۸

ای آتشین لب بازآ که هر شب چون نی بنالم از بینوایی

ای نوبهارم دور از تو دارم چون لاله بر دل داغ جدایی

۹

بازآ که با تو از در بازآید ای افسونگر بخت رمیده من آه

با آن که از کنارم، رفتی ولی نرفتی، از دیده من

۱۰

شمع وفا کو؟

نور صفا کو؟

۱۱

راز نگاهت شوق گناهت

و آن بوسه ها کو؟

۱۲

ای روی تو صبح امیدم

بیا، بیا، بیا

۱۳

دور از رخت صبحی ندیدم،

بیا، بیا، بیا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…