اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵ - به کنارم بنشین

♡
۰

تا آساید دل زارم بنشین

بنشین ای گل به کنارم بنشین

۱

سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را

۲

یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم

یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم

۳

ماه من به دامنم بنشین کز غمت ستاره بارم

شکوه ها ز دوریت هر شب با مه و ستاره دارم

۴

من چه باشم بسته بندت نیمه جانی صید کمندت آرزومندت

از غمت چون ابر بهارم ای به از گلهای بهاری روی دلبندت

۵

ای شمع طرب، سوزم همه شب بنشین که شود طی شب تارم بنشین، به کنارم بنشین

۶

مرو مرو که بی تابم من

درون آتش و آبم من

۷

دامنم، ز اشک غم تر باشد

خارم ای گل، بستر باشد

۸

بیا بیا که نوشم جامی ستانم از دهانت کامی، طره تو بوسه باران سازم

۹

گه جان یابم

گه جان بازم

۱۰

مه فتنه گرم چه روی ز برم؟ چون ز دلداری آمدی باری،

۱۱

تا به پایت جان، بسپارم بنشین

به کنارم بنشین.

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…