اثر ادبی

شمارهٔ ۳۸ - نوای نی

♡
۰

چنانم بانگ نی آتش بر جان زد

که گویی کس آتش بر نیستان زد

۱

مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود

نوای نی امشب بر آن دامان زد

۲

نی محزون داغ مرا، تازه تر از لاله کند

ز جدایی ها، چو شکایت کند و ناله کند

۳

که به جانش آتش، هجر یاران زد

۴

به کجایی ای گل من؟

که همچو نی بنالد ز غمت دل من

۵

جز ناله دل نبود

در عشقت حاصل من

۶

گذری، به سرم، نظری بر چشم ترم

کز غم تو قلب رهی خون شد و از دیده برون شد

۷

نوای نی گوید:

کز عشقت چون شد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…