اثر ادبی

شمارهٔ ۴۵ - بهار شادی

♡
۰

سوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری

بلبل با گل کرده تازه پیمان عشق و یاری

۱

چمن ز گل خبر دهد از جمال نکویان

صبا ز دل برد محن با نسیم بهاری

۲

شکوفه رخسار نکو آراید بنفشه از طره گره بگشاید

گیتی جوان شد نموده شبنم از گل بالین

۳

به گریه ابر از غم چون فرهاد

به خنده گل هر دم چون شیرین

۴

می آید ز صبا بوی گل، جلوه کند روی گل، با طنازی

بخور به شادی می که دور غم شد طی

۵

به پای سرو و گل، به بانگ چنگ و نی

تا یک دم فرصت داری

۶

هستی را نبود ثمری، غیر از مستی و بی خبری

طرف گلزاری، با گل رخساری، مستی کن

۷

ساقی می ده تا گل باقیست که ایام عمر جاویدان نیست

وفا نباشد چو خنده گل، دنیا را بهار شادی فرصت دان یارا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…