اثر ادبی

شمارهٔ ۴۷ - آزاده

♡
۰

با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من

با آن که هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من

۱

در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی، آزاده ام من

۲

با آن که از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل

شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل

۳

خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من

۴

یا رب چون من افتاده ای کو؟

افتاده آزاده ای کو؟

۵

تا رفته از جانم برون سودای هستی،

آسوده ام آسوده از غوغای هستی

۶

گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سر داده ام من

مرغ شب آهنگم ولی در دام غم افتاده ام من

۷

خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام، آزاده ام من

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…