اثر ادبی

شمارهٔ ۵۰ - داغ جدایی

♡
۰

ساقیا امشب کجایی

تا ز خود یابم رهایی

۱

بی تو از داغ جدایی

سوختم آتش گرفتم

۲

تا گذشتی دامن افشان

دورم از دل، سیرم از جان

۳

وز غمت چون شمع لرزان

سوختم، آتش گرفتم

۴

من سراپا اشک و آهم

شعله بارد، از نگاهم

۵

شمع طرب بودی مرا، امشب چرا، از دیده نهانی؟

رفتی و از سودای تو، دارد دلم، داغی که ندانی

۶

داشتم آسودگی در کوی تو

سوختم چون شمع و گل، بی روی تو

۷

از خاطرم ای شادی محفل، نرفتی

از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی

۸

از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…