اثر ادبی

شمارهٔ ۵۲ - برای سنگ مزارم سروده‌ام

♡
۰

الا ای رهگذر کز راهِ یاری

قدم بر تُربَتِ ما می‌گذاری

۱

در اینجا شاعری غمناک خفته است

رهی در سینهٔ این خاک خفته است

۲

فرو خفته چو گل، با سینهٔ چاک

فروزان آتشی در سینهٔ خاک

۳

بنه مرهم ز اشکی داغ ما را

بزن آبی بر این آتش خدا را

۴

به شب‌ها شمع بزم‌افروز بودیم

که از روشندلی چون روز بودیم

۵

کنون شمع مزاری نیست ما را

چراغ شام تاری نیست ما را

۶

سراغی کن ز جان دردناکی

برافکن پرتوی بر تیره خاکی

۷

ز سوز سینه با ما همرهی کن

چو بینی عاشقی، یاد رهی کن

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…