اثر ادبی

بخش ۸ - باب اول در عشق که اصل وجودست و مقصود هر موجود

♡
۰

جهان یک قطره از دریای عشقست

فلک یک سبزه از صحرای عشقست

۱

مقام عشق بس عالی فتادست

اساسش از خلل خالی فتادست

۲

ز کار عشق بهتر پیشه ای نیست

به از سودای عشق اندیشه ای نیست

۳

اسیر عشق آزادی نخواهد

گر از غم جان دهد شادی نخواهد

۴

زیان و سود عالم سر بسر هیچ

همین عشقست در عالم، دگر هیچ

۵

محبت گر چه شور انگیز باشد

غم و دردش نشاط آمیز باشد

۶

بهار عشق را پژمردگی نیست

شراب شوق را افسردگی نیست

۷

دلا، پروانه ای، شمعی برافروز

بداغ عشق او می ساز و می سوز

۸

گدای عشق و شاه انجمن باش

برو سلطان وقت خویشتن باشد

۹

چو عشق آمد مخور غم، شاد بنشین

ز غمهای جهان آزاد بنشین

۱۰

خطاب عاشقان دور از عتابست

خطای عارفان عین صوابست

۱۱

خطا بر عاشق بیدل نگیرند

ز عاشق هر چه آید در پذیرند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…