۰
در اول عامی تخلص میکرد آخر بعشقی قرار داد در چهل سالگی عشق خواندن پیدا کرد و آن قدر جهد کرد که مسوده ی شعر خود را میتوانست خواند اما گاهی شعرهای خوب از او سر میزد این دو مطلع از اوست :
۱
نون والقلم ز ابروی و قدت کنایتی
قد جانان که از هر سو بتی بینم گرفتارش
۲
بدان شاخ گلی ماند که باشد غنچه بسیارش
شادم که دامنم سگ کوی تو میکشد
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.