اثر ادبی

شمارهٔ ۵۷

♡
۰

مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست

زآن تمنایی که دایم در دل ویران ماست

۱

مردم چشمم به خوناب جگر غرقند از آن

چشمهٔ مهر رخش در سینهٔ نالان ماست

۲

آب حیوان قطره‌ای زآن لعل همچون شکر است

قرص خور عکسی ز روی آن مه تابان ماست

۳

تا نفحت فیه من روحی شنیدم شد یقین

بر من این معنی که ما زآن وی و او زان ماست

۴

حافظا تا روز آخر شکر این نعمت گزار

کآن صنم از روز اول مونس و مهمان ماست

آثار حافظ
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…