۰
تنم ز رنج فراوان همی نیاساید
دلم از انده بی حد همی بفرساید
۱
ز بس غمان که بدیدم چنان شدم که مرا
از این و آنچه غمی پیش چشم نگراید
۲
که گر ببیند بدخواه من مرا روزی
به چشم او رخ من زردنگ ننماید
۳
چو من به مهر دل خویش اندر این بندم
حجاب دور کند فتنهای پدید آید
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.