اثر ادبی

شمارهٔ ۶۵

♡
۰

سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد

تو ببین در سر شوریده چها می‌گردد

۱

هر که دل در خم ِ چوگانِ سرِ زلفِ تو بست

لاجرم گوی صفت بی سر و پا می‌گردد

۲

هرچه بیداد و جفا میکند آن دلبرِ ما

همچنان در پی او دل به وفا می‌گردد

۳

از جفای فلک و غصه دوران صد بار

بر تنم پیرهن صبر قبا می‌گردد

۴

از نحیفی و نزاری، تن ِ بیچاره ء من

چون هلالیست که انگشت نما می‌گردد

۵

بلبلِ طبعِ من از فرقت ِ گلزارِ رخش

دیرگاهیست که بی برگ و نوا می‌گردد

۶

بهوا داریِ آن سرو قدِ لاله عِذار

بسی آشفته و سرگشته چو ما می‌گردد

۷

چند گویم مرو ای دل زِ پِی نفس و هوی

کاین هوا نیست که در عین ِ خطا می‌گردد

۸

دلِ حافظ چو صبا بر سرِ کوی تو مقیم

درد مندیست باُمّیدِ دوا می‌گردد

آثار حافظ
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…