اثر ادبی

شمارهٔ ۶۸

♡
۰

نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص

میکشی عاشق مسکین و نترسی ز قصاص

۱

عاشق سوخته دل تا به بیابان فنا

نرود در حرم جان نشود خاص الخاص

۲

ناوک غمزه تو دست ببرد از رستم

حاجب ابروی تو برده گرو از وقاص

۳

جان نهادم به میان شمع صفت از سر صدق

کردم ایثار تن خویش زروی اخلاص

۴

به هواداری و اخلاص چو پروانه زشوق

تا نسوزی تو نیابی ز غم عشق خلاص

۵

آتشی در دل پروانه ما افکندی

گرچه بودیم همیشه به هوایت رقاص

۶

کیمیای غم عشق تو تن خاکی ما

زر خالص کند ار چند بود همچو رصاص

۷

قیمت در گرانمایه چه داند عوام

حافظا گوهر یکدانه مده جز به خواص

آثار حافظ
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…