۰
حسن و جمال تو جهان جمله گرفت طول و عرض
شمس و فلک خجل شده از رخ خوب ماه ارض
۱
دیدن حسن و خوبیت بر همه خلق واجبست
رویت روت بلکه بر جمله ملایک است فرض
۲
از رخ تست مقتبس خور زچهارم آسمان
همچو زمین هفتمین مانده بزیر بار قرض
۳
جان که فدای او نشد مرده جاودان بماند
تن که اسیر او نشد لایق اوست قطع و برض
۴
بوسه به خاک پای او دست کجا دهد تو را
قصه شوق حافظا باد رساندت به عرض
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.