۰
ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل
پروای کست نیست جهانی به تو مایل
۱
گه آه کشم از دل و گه تیر تو ای جان
پیش تو چه گویم که چهها می کشم از دل
۲
وصف لب لعل تو چه گویم به رقیبان
نیکو نبود معنی رنگین بر جاهل
۳
هر روز چو حسنت ز دگر روز فزون است
مه را نتوان کرد به روی تو مقابل
۴
دل بردی و جان میدهمت غم چه فرستی
چون نیک غمینیم چه حاجت به محصل
۵
حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادی
در دامن او دست زن و از همه بگسل
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.