اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹

♡
۰

ماه منظور آن بت زیبای من

سرو روز‌افزون مهر‌افزای من

۱

‌کاندرین شهر از کمند زلف اوست

‌بند بر پای جهان‌پیمای من

۲

‌هر کسی با ماه‌روئی سرخوش است

‌آن من کَنگی است هم‌بالای من

۳

‌جامه‌دانی دارد آن سیمین زَنَخ

‌کاندران گم می‌شود کالای من

۴

‌گر بیفتد، باز نتوان یافتن

‌در جوال وسع او خرمای من

۵

‌ور به عمری دست در گردن کند

‌اتّفاقاً رای او با رای من

۶

‌دوست می‌دارم که در کونش برم

‌نازنین‌تر عضوی از اعضای من

۷

‌راضیم با خوی او، کز جوی او

‌کم نخواهد بود استسقای من

۸

‌این قیامت بین که عارف می‌کند

‌تا کجا باشد قیامت جای من

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…