اثر ادبی

شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال تو

♡
۰

فکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب

دیوانه ز هجر رخ جانانه‌ام امشب

۱

بندید ره سیل که توفان سرشکم

ترسم ببرد خانهٔ ویرانه‌ام امشب

۲

بی شمع جمال تو در این کلبهٔ محنت

پر سوخته از هجر چو پروانه‌ام امشب

۳

بیچارهٔ همسایه نخوابید زمانی

از گریه و از نالهٔ مستانه‌ام امشب

۴

این ملک فنود است نه یاری نه رفیقی

جز غم که بیاید سوی کاشانه‌ام امشب

۵

جان بر لب شیخ آمده از حسرت لعلش

گویی که مگر پُر شده پیمانه‌ام امشب

آثار فنودی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…