اثر ادبی

بخش ۲۵ - فی اِغتِنام الفُرصَة

♡
۰

چون بنای عمر نبود پایدار

پس دمی را هم غنیمت می‌شمار

۱

بگذر از آمال و تسویفات نفس

واَغتَنِم خَمساً حَبیبی قَبلَ خَمس

۲

صِحَّت خود غَنِم دان قبل از سُقم

هم شباب خویش را پیش از هَرم

۳

و آن دگر عمر است پیش از ارتحال

هم فراغ خویش قبل از اشتغال

۴

هم غنا را قبل یومُ الاِفتقار

ای عزیز من غنیمت می‌شمار

۵

بس چو تو، مغرورِ غافل بوده‌اند

تکیه براین خاکدان بنموده‌اند

۶

ناگهانی چون اجلشان در رسید

لب فرو بستند از گفت و شنید

۷

وقت را دریاب و کوش اندر عمل

در حذر می‌باش از طول اَمل

۸

تا بکی امروز و فردا می‌کنی

نقد را با نسیه سودا می‌کنی

۹

همسفرهای تو در این رهگذار

بار بستند و بگشایی تو بار؟

۱۰

هم عِنانان تو کردند اِرتحال

از جوان و پیر و طفل خردسال

۱۱

در حدِ سن تو بس پیر و جوان

در نشیب گور گشتندی روان

۱۲

بستر و بالینشان شد خاک گور

جسمشان شد در خس و خاشاک گور

۱۳

مرگِ آنها قاصد مرگ تو بود

عبرتی زآنها نمی‌گیری چه سود

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…