اثر ادبی

بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّم

♡
۰

ما شیشۀ نام و ننگ ‌برسنگ زدیم

پا بر سرِ نیکنامی و ننگ زدیم

۱

تا مست جنون ‌شدیم این خیمۀ ‌دل

بیرون ز خرد به چند فرسنگ زدیم

۲

درطرف چمن‌ از کف آن ‌لاله عذار

با غنچه او بادۀ گلرنگ زدیم

۳

خوش پای دلم ز بند غم شد آزاد

چون دست‌ طَرب به بَربط و چنگ ‌زدیم

۴

بزدای به مِی زدل غم و درد که‌ ما

زآن صیقل از این آئینه آن زنگ زدیم

۵

در دور سِماع، دوش از جلوۀ یار

صد چاک بر این خرقۀ صد رنگ زدیم

۶

او بُرد و گرنه ما قدم کی در راه

با پای شکسته بسته، لنگ زدیم

۷

از کرده زشتِ خود نترسیم که ما

بر دامنِ معصوم علی چنگ زدیم

۸

ای حائریِ رِند چه خوش ‌نوش بود

آن نیش که ما بر این ‌دلِ تنگ ‌زدیم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…