اثر ادبی

بخش ۳۱ - شعر بیست و نهم

♡
۰

یا رب از رحمت‌ نظر فرما به سوی حائری

وز کَرم بگشا درِ لطفی، ‌به روی‌ حائری

۱

آرزوی جَنّت وحور و قصورم هیچ نیست

جز لقای تو نباشد، آرزوی حائری

۲

گَر به جنّت همدم غِلمان و حورانم کنی

جز تو اندر دل ‌نباشد، جستجوی ‌حائری

۳

ور به آتش استخوانم را بسوزانی چوعود

غیرعطرعشق تو ناید، زِ بوی حائری

۴

دل به تو دادیم و با یاد تو در هر جا خوشیم

جز خیال تو نمی‌باشد، به کوی حائری

۵

بر زبانم هرچه آید گفتگویی، حمد توست

جز ثِنای تو نباشد، گفتگوی حائری

۶

شوق دیدار تو در سر دارم و هرصبح‌ و شام

در هوای تو بود این، های و هوی حائری

۷

هر زمان کز سوز هجران تو آیم در خُروش

می‌رود از دیده سوی بحر، جوی حائری

۸

مجرمان را چون‌ شود یا رب ‌نسازی ‌شرمسار

تا نریزد روز مَحشر، آبروی حائری

۹

عین عدل است ار به مو، اندر جَحیم آویزیم

یا بیاویزی جهنّم را، به موی ‌حائری

۱۰

بخشش‌ و غُفران ‌وعفو و جود و فضل آئین ‌تست

جز خطا و جرم ‌وعِصیان، ‌نیست‌ خوی ‌حائری

۱۱

چون شود گر از کَرم ‌ثابت ‌بداری ‌برصِراط

پای بیراهه رو بیهوده پوی حائری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…