اثر ادبی

بخش ۴۷ - فردیّات

♡
۰

۱- پشت ‌پا بر دنیی ‌وعُقبی ‌زدن‌ سهل ‌است‌، سهل

دل ‌دمی ‌زآن ‌یار جانی‌ برگرفتن‌ مشکل ‌است

۱

۲ - بجز آن آستان، ما را سری نیست

جز آن حضرت هوای دیگری نیست

۲

۳ - در وصالش نیست‌ آرام‌ و نه ‌در هجرش‌ قرار

پس مراد عاشق زار از چه حاصل می‌شود

۳

۴ - گر به میخانه سری بود، مکوبش با پای

تو چه دانی که در این ‌خانه‌ چه ‌سودا دارد

۴

۵ - گوشه گیریّ من از بی حالتی است

بی‌بی از بی چادری مستور شد

۵

۶ - گر بود دربانی از بهر کریم

پس چه فضلی هست او را بر لئیم

۶

۷ - من از همه محرومترم ‌بوالعجب ‌این‌ است

با اینهمه قربی که به درگاه تو دارم

۷

۸ - پاسبانیّ رقیبان به چه ماند، دانی؟

گلّه موشی اگرش گربه کند، چوپانی

۸

۹ - دیگر این فتنه نخواهد خوابید

مگر از خواب، تو بیدار شوی

۹

۱۰ فراقت با منِ زار آنچنان کرد

که آتش می‌کند با مومیائی

۱۰

۱۱- تو که یک قافلۀ دل، بدرقه در پی ‌داری

به منِ زارِ دل افسرده، نظر کی داری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…