اثر ادبی

بخش ۴۸ - فی المُفترقّات

♡
۰

دل از غم مِحنت زمانه

با من درِ شِکوه دوش بگشود

۱

که ایّام جوانیم تَبه شد از

بارِ بلا تنم بِفَرسود

۲

از گریه شبی نیارمیدم

از ناله دَمی دلم نیاسود

۳

تا کی ز تو نامراد باشم

نا کام به چند بایدم بود

۴

هیچم نبود نصیب از یار

جز آتش هجر و آهِ پردود

۵

زان سیم عِذار بهره‌ای نیست

ما را بجز این رُخ زَر اندود

۶

در مانده شدم به کار و هردَم

غم بر غمم از غمِ تو افزود

۷

نه یار که در کنار گیرم

نه دل که دَمی قرار گیرم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…