اثر ادبی

بخش ۵۳ - فراق نامه

♡
۰

دلم چون شد به دام تو گرفتار

پیِ وصل تو بردم رنج بسیار

۱

نشد شیرین، هنوز از وصل، کامم

که از زهر مِحَن، پُر گشت جامم

۲

زچَرخم زهرها اندر مَذاق ‌است

ولی هیچش، نه چون زهر فراق‌ است

۳

غم‌ هجر ازهمه غم‌ها، فزون ‌است

دل من از فراقت، غرق خون ‌است

۴

دلی از هجر، خون آشام دارم

نه شب خواب و نه روز آرام دارم

۵

فراقت آن چنان بگداخت جانم

که سوزانید مغز استخوانم

۶

ز درد هجر نالانم شب و روز

به کار خویش حیرانم شب و روز

۷

به امّید تو دل با هِجر سازد

اگر صد پاره جانم را گُدازد

۸

ترا از جان و دل من عاشقستم

توعُذرای من و من وامِقستم

۹

به جان تو قسم، تا من بمیرم

ز عشق روی تو، دل برنگیرم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…