اثر ادبی

بخش ۵۷ - انجام کلام و اِعتذار از کِرام

♡
۰

قطعه

۱

این طفل پریش گویی من

کز طبع پریش گوی من زاد

۲

هر چند که نا تمام و طفل ‌است

نارفته به نزد هیچ اُستاد

۳

عاری ز معانی بدیع است

و ز قاعدۀ عَروض آزاد

۴

مجموعه نمودمش از اینرو

تا کز پس مرگ من بماناد

۵

آندم که رهین خاک باشم

یا خاک، تنِ مرا برد باد

۶

آنانکه نظر در آن نمایند

آرند ز روزگار ما یاد

۷

صاحب نَفَسی مگر بگوید

رحمت به روان حائری باد

۸

عذر آورم و امیدوارم

از دَرگه مردمانِ آزاد

۹

عیب سخنان ما بپوشند

ما را ز کَرَم کنند، دلشاد

۱۰

در شعر بضاعتی ندارم

هیچم نبود درست بنیاد

۱۱

شاید اگر از کرم پذیرند

این نامۀ عُذر، مردم راد

۱۲

لب‌ حائری ‌از سخن دیگر بست

دست و قلمش ز کار افتاد

۱۳

تَمَّ بِالخیر و الحَمدُاللّه وَالصَّلاة‌ عَلی‌ رَسولِهِ ‌و آله

۱۴

کتاب مجمع الاسرار علامه اینجا به اتمام میرسد. شاعر پس از اتمام کتاب چند قطعه شعر سروده اند که در صفحات بعد قابل مطالعه هستند. در نسخه خطی و قدیمی هم به همین شکل و انتهای مجموعه مجمع السرار ذکر شده ند.

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…