اثر ادبی

بخش ۶۲ - ادامه گلزار اسرار حائری

♡
۰

سؤال اوّل:

۱

نخست از فکر خویشم در تَحَیُّر

چه چیز است آنکه گویندش تفکّر

۲

جواب:

۳

بود فکر تو، راهِ تو اِلیَ اللّه

تفکّرهای تو، پیمودن راه

۴

سؤال دوّم:

۵

کدامین فکر، ما را شرط راه است؟

چرا گه طاعت و گاهی گناهست؟

۶

جواب:

۷

توجّه طاعت و هم شرطِ راه است

تَعَیُّن مانع و عین گناه است

۸

سؤال سوم:

۹

که باشم من، مرا از من خبر کن

چه معنی دارد اندر خود سفر کن

۱۰

جواب:

۱۱

توئی آن راه، ز اوّل تا به آخِر

به باطن جاده، در ظاهر مسافر

۱۲

سؤال چهارم:

۱۳

مسافر چون بود، رهرو کدامست؟

کِه را گویم که او مرد تمام است؟

۱۴

جواب:

۱۵

مسافر، عامه از بی راهه یا راه

تمام، آن رهرو از راه آگاه

۱۶

سؤال پنجم:

۱۷

که شد بر سِرِّ وحدت، واقف آخر

شناسایِ چه آمد عارف آخر؟

۱۸

جواب:

۱۹

کسی کو راه و رهرو را یکی دید

ز سِرِّ وحدت او آگاه گردید

۲۰

سؤال ششم:

۲۱

اگر معروف و عارف، ذات پاکست

چه سودا بر سر این مشت خاکست؟

۲۲

جواب:

۲۳

زهی زین مشت خاک و پاک سودا

که ذات پاک، در آن شد هویدا

۲۴

سؤال هفتم:

۲۵

کدامین نقطه را نُطق است، اَنَاالحق؟

چه گوئی هرزه‌ای بود آن مُزَبَّق؟

۲۶

جواب:

۲۷

همان نقطه که بی خود گشت و شیدا

حروف کُون از آن گردید پیدا

۲۸

سؤال هشتم:

۲۹

چرا مخلوق را گویند واصل

سلوک و سیرِ او چون گشت حاصل؟

۳۰

جواب:

۳۱

چو بی چون شد به بی چون واصل آمد

تَعیُّن داد و عینش حاصل آمد

۳۲

سؤال نهم:

۳۳

وصال ممکن و واجب به هم چیست؟

حدیث قُرب و بُعد و بیش و کم چیست؟

۳۴

جواب :

۳۵

چو وصل واجب آمد فصل ز امکان

حدیث قرب او در بُعد خود خوان

۳۶

سؤال دهم:

۳۷

چه بحر است آنکه نُطقش ساحل آمد؟

ز قعر او چه گوهر حاصل آید؟

۳۸

جواب:

۳۹

ولی، دریا و نطق اوست ساحل

که از قَعرش برون شد این مسائل

۴۰

سؤال یازدهم:

۴۱

چه جزء است آنکه ‌او از کُل فزونست؟

طریقِ جستنِ آن جُزء، چون است؟

۴۲

جواب:

۴۳

تو جزء از کُل افزون بی گمانی

بجو خود را که تو، بی تو همانی

۴۴

سؤال دوازدهم:

۴۵

قدیم و مُحدَث از هم چون جدا شد

که این عالم شد آن دیگر خدا شد

۴۶

جواب:

۴۷

تو در آئینه بنگر صورت خویش

که تا مقصود یابی بی کم و بیش

۴۸

سؤال سیزدهم:

۴۹

چه خواهد مَرد معنی، ز آن عبارت؟

که دارد سوی چشم و لب اشارت

۵۰

جواب:

۵۱

همان خواهد که اندر چشم ولب هست

که عاشق می‌شود زان چشم و لب مست

۵۲

سؤال چهاردهم:

۵۳

چه جوید از رُخ و زُلف و خط و خال

کسی کاندر مقامات است و احوال

۵۴

جواب:

۵۵

رُخ و زُلف و خط و خالِ دل آرام

از آن جوید که یابد زان دل، آرام

۵۶

سؤال پانزدهم:

۵۷

شراب و شمع و شاهد را چه معنی ‌است؟

خراباتی شدن آخر چه دعوی است؟

۵۸

جواب:

۵۹

شراب و شمع و شاهد هادی تو است

خراباتی شدن، آبادی توست

۶۰

سؤال شانزدهم:

۶۱

بُت و زُنّار و ترسائی در این کوی

همه کفر است و گرنه چیست؟ برگوی

۶۲

جواب:

۶۳

بُت و زُنّار و ترسائی همین است

که کُفرِعاشق دلداده، دین است

۶۴

۶۵

خاتمه:

۶۶

سخن را هست دامان درازی

ندارم من خیال پرده بازی

۶۷

بس است ار آشنا در خانه باشد

که از بیگانه‌ها، بیگانه باشد

۶۸

به نام و سال این سِرِّ حقیقت

بگو (گلزار اسرار حقیقت)

۶۹

(تاریخ سرودن اشعار فوق با حروف ابجد ۱۳۳۸قمری میباشد.)

۷۰

وَالسَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَیٰ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…