اثر ادبی

بخش ۶ - صبر و امید

♡
۰

ای زمان رفته! حسرت پروری

دلخراش و تلخ و ماتم آوری

۱

از تو این دل جز به آه و درد و زار

جز به اندوهی ندارد یادگار

۲

هر مصیبت کز دلم بگذشته است

بادیء تاثیر دیگر گشته است

۳

گلشن دل را نماند اکنون گُلی

سبزه‌ای، یا میوه‌ای، یا سنبلی

۴

خاک شد، خاشاک شد، افسرده شد

چاک شد، غمناک شاد، پژمرده شد

۵

غنچه‌ها، گل‌ها، شده محو و تباه

مانده گلبن سخت بی برگ و سیاه

۶

تا نباشد حاصل امر آرزو

یک شکوفه است عمر ما بی‌رنگ و بو

۷

همچنان کاندر زمستان آفتاب

سر کشد گهگاه از زیر سحاب

۸

شعله‌ای از چشمش آید بر جهان

باز باشد لیک پنهان ناگهان

۹

آنچنان اندر دلم روی امید

در میان دردها با شد پدید

۱۰

ناگهان، لیکن شود محو و فنا

می نهد اندر دلم دیگر عنا

۱۱

نیم مرده شمعکی بینم ز دور

در دلم آید ازو تاب سرور

۱۲

می‌روم با صد امید و صد شتاب

وان امید، آن شمع خواب است و سراب

۱۳

می‌ندانم کیست، کو بی درد و رنج

زیست اندر عالم خوار و سپنج

۱۴

جان و دل همواره اندر زحمتند

در مشاق و غفلت و در محنتند

۱۵

من ازین بازیچه دوران مات

وین غم من بر قرار و بر حیات

۱۶

من شوم بیرون ازین دار و دیار

او مگر بعد از وفاتم پایدار

۱۷

کشتی عمر بشر در بحر دور

می رود همواره پیش باد جور

۱۸

بادبانش آه و حزن و حسرت است

بار او اندوه و یأس و محنت است

۱۹

در میان موج این بحر غریب

افتد و خیزد به صد گونه نهیب

۲۰

هر نفس در گیر و دار و کارزار

دایما در کار و بار و بی‌قرار

۲۱

می‌نتاند لیک هیچ انداختن

لنگرش در بحر اکدار و محن

۲۲

دایماً پیشش سراب‌آسا امید

ناگهان در قعر باشد ناپدید

۲۳

شد تلف اینجا چنین کشتی هزار

تخته یی زان ها نبینم بر کنار!

۲۴

آنکه مردم را ز حسرت ساخته است

در دلش صبر و امید انداخته است

۱۱۲۹۵ ه ق / ۱۸۷۸ م

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…