اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳ - آبروی عشق

♡
۰

بسکه با هر رنگ بنمودند روی عشق را

از دم گل هم نشاید یافت بوی عشق را

۱

روی پنهان می کند در شعله شمع سحر

بسکه بردند این حریفان آبروی عشق را

۲

گل بروی آفتاب اندودن از نابخردیست

تیره با شهوت نشاید ساخت روی عشق را

۳

خون صد فرهاد و مجنون است لازم تا دهد

ز اینهمه آلودگیها شستشوی عشق را

۴

هفت زنجیر گران را بگسلد اسفندیار

صد تهمتن نگسلد تاری زموی عشق را

۵

خاکی از تن آبی از خون دستی از جان برکنیم

بار دیگر تا بنا سازیم کوی عشق را

۶

خسروان چوگان افسون در کف و فرهاد برد

اندرین دشت مجنون با تیشه گوی عشق را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…