✦ گنجینه آثار
گرشاسپنامهاسدی توسی
۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۲
♧
بخش ۲۵ - پند دادن اثرط گرشاسب را
اسدی توسی
بدو گفت کز بدگمان برگسلبه اندیشه بیدار کن چشم و دل
گرشاسپنامه♧بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک
اسدی توسی
سپهبد چو پندش سراسر شنودپذیرفت و ره را پسیچید زود
گرشاسپنامه♧بخش ۲۷ - جنگ گرشاسب با ببر ژیان
اسدی توسی
خور از کُه چو بفراخت زرین کلاهشب از سر بینداخت شعر سیاه
گرشاسپنامه♧بخش ۲۸ - نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو
اسدی توسی
دبیر از قلم ابر انقاس کردسخن دُرّ و اندیشه الماس کرد
گرشاسپنامه♧بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو
اسدی توسی
بدو گفت مهراج کآی سرفرازبمان تا سپه یکسر آرام فراز
گرشاسپنامه♧بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو
اسدی توسی
سپهبد چو دید آن خروش سپاهسبک خواست خفتان و رومی کلاه
گرشاسپنامه♧بخش ۳۱ - پیغام بهو به نزدیک گرشاسب
اسدی توسی
چو زی خوابگه شد یل نامداربیامد همان گه نگهبان بار
گرشاسپنامه♧بخش ۳۲ - پاسخ گرشاسب به نزد بهو
اسدی توسی
سپهبد ز خشم دل آشفت و گفتکه هوش و خرد با بهو نیست جفت
گرشاسپنامه♧بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان
اسدی توسی
ز شبدیز چون شب بیفتاد پستبرون شدش چوگان سیمین ز دست
گرشاسپنامه♧بخش ۳۴ - رزم چهارم گرشاسب با هندوان
اسدی توسی
چو ز ایوان مینای پیروزه هوربکند آن همه مهره های بلور
گرشاسپنامه♧بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب
اسدی توسی
بُدش زنگیی همچو دیو سیاهز گرد رکیبش دوان سال و ماه
گرشاسپنامه♧بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج را
اسدی توسی
بهو گفت با بسته دشمن به پیشسخن گفتن آسان بود کم و بیش
گرشاسپنامه♧بخش ۳۷ - رفتن گرشاسب به زمین سرندیب
اسدی توسی
دگر روز مهراج گردنفرازبسی کشتی آورد هر سو فراز
گرشاسپنامه♧بخش ۳۸ - خبر یافتن پسر بهو از کار پدر
اسدی توسی
وز آنسو چو پور بهو رفت پیشبه شهر سرندیب با عم خویش
گرشاسپنامه♧بخش ۳۹ - برگشتن پسر بهو به زنگبار
اسدی توسی
ز صد مرد پنجه گرفته شدنددگر کشته و زار و کفته شدند
گرشاسپنامه♧بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسب
اسدی توسی
یکی ماه از آن پس به شادی و کامببودند کز می نیاسود جام
گرشاسپنامه♧بخش ۴۱ - دیدن گرشاسب برهمن را
اسدی توسی
بر آن کُه برهمن یکی پیرمردبرآورده زو گردش روز گرد
گرشاسپنامه♧بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمن
اسدی توسی
دگر رهش پرسید گرد دلیرکه ای از خرد بر هوا گشته چیر
گرشاسپنامه♧بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان
اسدی توسی
بپرسید بازش هنرمند مردکه یزدان جهان را سرشت از چه کرد
گرشاسپنامه♧بخش ۴۴ - نکوهش مذهب دهریان
اسدی توسی
دگر نیز دان کز گروهان دهردوسانند کز دینشان نیست بهر
گرشاسپنامه♧بخش ۴۵ - در مذهب فلاسفه گوید
اسدی توسی
جدا فیلسوفند دیگر گروهجهان از ستیهندگیشان ستوه
گرشاسپنامه♧بخش ۴۶ - پرسش های دیگر از برهمن
اسدی توسی
بپرسید باز از بر کوهسارکدامست شهری به دریا کنار
گرشاسپنامه♧بخش ۴۷ - پرسش های دیگر و پاسخ برهمن
اسدی توسی
ز هر دانشی چیست بهتر نخستچه چیز آن که دانست نتوان درست
گرشاسپنامه♧بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند
اسدی توسی
یکی مرد ملاح بُد راهبرکه بودش همه راه دریا ز بر
گرشاسپنامه