✦ گنجینه آثار
ارمغان بهارملکالشعرا بهار
۰زیرمجموعه۳صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۳
♧
فقرۀ ۵۱، ۵۲
ملکالشعرا بهار
آشکارهگوی باش (صریح اللهجه). به جز به اندیشه سخن مگوی.سخن جز به اندیشه با کس مکن
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۳
ملکالشعرا بهار
به مرد بیآیین هرآینه وام مده.به مرد بدآیین مده وام هیچ
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۴
ملکالشعرا بهار
زن فرزانه و شرمگین دوست دارزن باخرد را ز جان دوست دار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۵
ملکالشعرا بهار
خوبخیم و درست وکارآگاه مرد اگرچه درویش است هم به دامادی گیر ، هرآینه او را خواسته از یزدا…تهیدست مرد جوانمرد راد
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۶
ملکالشعرا بهار
به مرد مهسال (زیاد سال) افسوس(استهزاء)مکن،چهتو نیز بسیار مهسال شویبهمردمبر افسوس و خواری مکن
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۷
ملکالشعرا بهار
ناآمرزیده مرد آزرمان را به زندان مکن، گزیده و بزرگ مردم و هشیار مرد را بر بند زندانبان کن…به زندان مکن آبرومند را
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۸
ملکالشعرا بهار
اگر پسری بودت به برنایی به دبیرستان ده، چه دبیری چشمروشی است.چو داری پسر ده به فرهنگیان
ارمغان بهار♧فقرۀ ۵۹
ملکالشعرا بهار
سخن بنگرش (ملاحظه و تامل) کوی، چه سخنی است ( که) گفتن به و سخنی هست که پاییدن (تأمل) و…چو خواهی به تیزیسرایی سخن
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۰
ملکالشعرا بهار
راستگوی مرد، پیامبرکن.بجو راستگو مرد، پیغامبر
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۱
ملکالشعرا بهار
زده مرد (را) استوار مدار، و آپریکان (آبرمند) مرد (را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده…کسی کشفکندیوکردیشخوار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۲، ۶۳، ۶۴
ملکالشعرا بهار
سخن چرب گوش، گوش چرب دار، منش فرارون (والا) دارد.ستوده گوش باش و والامنش
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۵
ملکالشعرا بهار
خویشتن مستای تا فرارون کنش باشی.مکن خودستایی که وارون شوی
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۶
ملکالشعرا بهار
اندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباشبه نزد خدا و خداوندگار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۷
ملکالشعرا بهار
از دادمه (بزرگتر از خود) و بهمرد سخن پرس.ز مهسال و بهمرد پرسش نیوش
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۸
ملکالشعرا بهار
از مرد دزد هیچ چیز مگیر و مده و ایشان را ستوه مکن.مکن هیچ با دزد داد و ستد
ارمغان بهار♧فقرۀ ۶۹
ملکالشعرا بهار
بیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن (در نظر بگیر).تن از دوزخ و بیم روز بدی
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۰
ملکالشعرا بهار
به هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش.به هر کار گستاخ نتوان بدن
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۱
ملکالشعرا بهار
خوش فرمان باش که خوش بهر باشیبه فرمانبری راه نیکی سپار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۲، ۷۳
ملکالشعرا بهار
بی گناه باش که بیبیم باشی. سپاسدار باش که به نیکویی ارزانی باشی.سر بیمناکی گنهکارگی است
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۴
ملکالشعرا بهار
یگانه باش که واپریکان (آبرومند) باشی.به هر کار یکرنگ و یکروی باش
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۵
ملکالشعرا بهار
راست گوی باش که استوار (مورد اعتماد) باشی.جز از راستی هیچ دم برمیار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۶، ۷۷، ۷۸
ملکالشعرا بهار
خردتن (فروتن) باش که بسیار دوست شوی. بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوشزیست…فروتن شو ای دوست در روزگار
ارمغان بهار♧فقرۀ ۷۹
ملکالشعرا بهار
خوش بهر دیندوست باش که اهرو (اشو مقدس) باشیز دین دوستی آسمانی شوی
ارمغان بهار♧فقرۀ ۸۰
ملکالشعرا بهار
روان پرسیدار (با وجدان و روحانی) باش که بهشتی بوی.روانت چو بردارد از بد خروش
ارمغان بهار