✦ گنجینه آثار
قصایدامیر معزی
۰زیرمجموعه۶صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۶
♧
شمارهٔ ۱۲۱
امیر معزی
ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشانکندچون به زیر لعل مروارید را پنهان کند
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۲
امیر معزی
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کندهرکه بویش بشنودگوید که آن مشک این کند
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۳
امیر معزی
این شوخ سواران که دل خلق ستانندگویی ز که زادند و بخوبی به که مانند
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۴
امیر معزی
بتان چین و ختن سروران درگاهندسزای تاج و سریرند و درخور گاهند
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۵
امیر معزی
ز بهر عید نگارا همی چه سوزی عودچرا شراب نپیمایی و نسازی عود
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۶
امیر معزی
ایا شهی که چو تو کس ندید و کس نشنودچو تو نباشد در عالم و نه هست و نه بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۷
امیر معزی
ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بودماه کاندر صُدرهٔ دیبا بود زیبا بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۸
امیر معزی
اگر چه خرمی عالم از بهار بودهمیشه خرمی من ز روی یار بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۲۹
امیر معزی
تا دلم عاشق آن لعل شکربار بوددیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۰
امیر معزی
تا بنفشستان جانان گرد لالستان بودعاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۱
امیر معزی
تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بودوز ملک سلطان جهان چون روضهٔ رضوان بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۲
امیر معزی
روی او ماه است اگر بر ماه مشک افشان بودقد او سروست اگر بر سرو لالستان بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۳
امیر معزی
تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بودعز و دین اندر بقای دولت سلطان بود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۴
امیر معزی
آمد آن فصلی کزو طبع جهان دیگر شودهر زمین از صنعت او آسمان پیکر شود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۵
امیر معزی
ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شودقطب گردون پیش عزم تو سزد گر دون شود
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۶
امیر معزی
چیست آن آبی که رخ را گونهٔ آذر دهدتلخی او عیش را شیرینی شکّر دهد
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۷
امیر معزی
تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسیدباغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۸
امیر معزی
جشن خزان بهخدمت شاه جهان رسیدرایت ز کوهسار به صحرا درون کشید
قصاید♧شمارهٔ ۱۳۹
امیر معزی
برمعین دین پیغمبر مبارک باد عیدچشم بد باد از جمال و ازکمال او بعید
قصاید♧شمارهٔ ۱۴۰
امیر معزی
تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدیددر خراسان نقش رَوضات الجَنان آمد پدید
قصاید♧شمارهٔ ۱۴۱
امیر معزی
گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسیدهم به مشرق هم به مغرب نور از آنگوهر رسید
قصاید♧شمارهٔ ۱۴۲
امیر معزی
شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسیداز زمین بانگ بشارت تا بر کیوان رسید
قصاید♧شمارهٔ ۱۴۳
امیر معزی
بنازد جان اسکندر به سلطان جهان سنجرکه سلطان جهان سنجر شرف دارد بر اسکندر
قصاید♧شمارهٔ ۱۴۴
امیر معزی
ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفرملک و گنج پنج سلطان بستده در یک سفر
قصاید