اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا

شهریار•گزیدهٔ غزلیات•وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
♡
۰

زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیا

باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا

۱

یارب که از دریادلی خود گوهر یکتا شوی

ای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا

۲

ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس

ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا

۳

ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده‌اند

در رشتهٔ پیوند ما چنگی زن و بالا بیا

۴

مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی

بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا

۵

شرط هواداری ما شیدایی و شوریدگی‌ست

گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا

۶

در کار ما پروایی از طعن بداندیشان مکن

پروانه گو در محفل این شمع بی‌پروا بیا

۷

دنیا و مافیها اگر نااهلت ارزانی کند

با سرگرانی بگذر از دنیا و مافیها بیا

۸

کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون

اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا

۹

راه خرابات است این بی‌پا شدی با سر برو

یعنی گرفته شعلهٔ شوقت به سر تا پا بیا

۱۰

گر شهریاری خواهی و اقلیم جان از خاکیان

چون قاف دامن باز چین زیر پر عنقا بیا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…