اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی

شهریار•گزیدهٔ غزلیات•وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
♡
۰

ای جگرگوشه، کیست دمسازت؟

با جگر حرف می‌زند سازت

۱

تار و پودم در اهتزاز آرد

سیمِ سازِ ترانه‌پردازت

۲

حیف، نایِ فرشتگانم نیست

تا کنم سازِ دل، هم‌آوازت

۳

وای ازین مرغ عاشق زخمی

که بنالد به زخمهٔ سازت

۴

چون من ای مرغ عالم ملکوت

کی شکسته‌ست بال پروازت؟

۵

شور فرهاد و عشوهٔ شیرین

زنده کردی به شور و شهنازت

۶

نازنینا نیازمند توام

عمر اگر بود می‌کشم نازت

۷

سوز و سازت به اشک من مانَد

که کشد پرده از رخ رازت

۸

چون ننالی؟ که درگرفته چو نی

شورِ شیرین‌‌لبانِ طنازت

۹

چشم من در پی تو خواهد بود

در کجا بینم ای پسر بازت

۱۰

گاهی از لطف سرفرازم کن

شُکر سروِ قد سرافرازت

۱۱

شهریار این نه شعر حافظ بود

که به سر زد هوای شیرازت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…